حسين بن معين الدين الميبدي ( مترجم : زمانى )

54

ديوان أمير المؤمنين ( ع )

تا چند خورى غصه كه فردا چه خورم * آنگاه كه فردا شد آن را هم خوردى 112 - گويا خود وفرزندانم را در كربلا ومحراب ( قتلگاه ) آن مىبينم . 113 - مىبينم كه صورتمان از خون سرمان همانند عروسى كه لباس رنگينى مىپوشد ، رنگين است . 114 - من اين حادثه را ديدم ، نه حضوري ( بلكه در خواب ) وكليدهاى اين حادثه در اختيار من قرار گرفت . 115 - مصيبت‌هائى است كه نمىتوان آنها را از خود دور كنى بنابراين قبل از آمدن آن مصيبت‌ها خود را براي پذيرفتن آن آماده گردان . اى خورده ز كاسه محبت باده * با مشرب توحيد ز مادر زاده شد كشف مرا كه كشته خواهيم شدن * بايد كه براي آن شوى آماده توضيح : امام عليّ عليه السلام در سفر شام وجنگ صفّين به سرزمين كربلا رسيد ودر پاى نخلى آن حضرت را خواب ربود . ناگاه از خواب پريد وبه ابن عبّاس فرمود در خواب ديدم كه مردانى نوراني با پرچم‌هاى سفيد از آسمان به زمين آمدند ودر دست شمشير داشتند ، دور اين زمين را خطّ كشيدند . نهر خونى را ديدم كه فرزندم حسين عليه السلام در آن شناور است وكمك مىخواهد اما كسى به أو كمك نمىكند . مردانى كه از آسمان به زمين آمده بودند فرياد مىزدند اي فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله صبر داشته باش زيرا بدست بدترين مردم كشته مىشوى وبهشت مشتاق توست . سپس مردان بهشتى به من تسليت گفتند : اين فرزند تو روز قيامت باعث چشم‌روشنىات خواهد بود . امام عليّ عليه السلام بر أساس اين خواب مطلب را بصورت شعر به امام حسين عليه السلام